آفرین و دست مریزاد لیلی جان

سلام بر http://patiaspa.blogfa.com

باور کن از دیدن آخرین نوشته وبلاگت آنقدر خوشحال شدم که تمام خستگی امروز از تنم بیرون رفت. بدون تعارف نوشته‌ات همه‌ی ویژگی‌های یک متن خوب وارزشمند را داشت. شکر خدا آرزوی نویسنده شدن مادرت را تو برآورده کرده‌ای! حالا به جای یک کامنت کوتاه چند نکته را در اینجا یادآوری می‌کنم شاید به دردت بخورد:

 

1-   نوشته خوب نوشته ‌ای است ساده که کلمات آن از عمق وجود واعماق قلب آدم می‌آید. زورکی نمی‌شود شاهکاری خلق کرد. و شاهکارها وقتی خلق می‌شوند که جایی در وجود آدمی دچار درد یا دغدغه یا غصه یا شادی شود.

2-   هنرمندانه نوشتن موهبتی است که به سواد ومعلومات و سن بستگی ندارد. بلکه از صفای چشمه های زلال وجود می‌تراود و کافیست روان آدمی پاکیزه باشد آنوقت یک جرعه از این چشمه آنچنان گوارا می شود که مثل حافظ یا بیهقی قرن‌ها پایدار می ماند.

3-   همواره سعی کن پیش از نوشتن ذهنت را از قضاوت‌ها و پیش فرض‌ها رها کنی. اجازه نده هیچ اندیشه‌ای بین تو و قلمت فاصله بیندازد و اجازه نده هیچکس در نوشته‌ات دخل و تصرف کند. چرا که سانسور بزرگترین قاتل احساس است و به قربانی خود رحم نمی‌کند.

4-   اما خود همواره همچون یک گوهرشناس عمل کن.کلمات تقلبی و بدلی را از اصل جدا کن و اجازه نده واژه‌های نفرت‌ساز و کینه ورز در نوشته‌ات راه پیدا کنند. صلح، صداقت و سادگی بهترین نگاهبانان یک نویسنده هستند که او را از چوبه دار در امان نگاه می‌دارند. وقتی نویسنده صادق بود قدرت‌ها در مقابل او رام می‌شوند.

5-   ترس بزرگترین دشمن یک نویسنده است. اگر کسی قصد کند بخاطر حقیقت رنج بکشد، حقیقت محافظ و نگاهبان اوخواهد بود. پس هیچگاه به کسی توهین نکن و بذر کینه و دشمنی مپراکن آنگاه خواهی دید که نوشتن ترس ندارد.

6-   پیش از نوشتن همچون کسی که به نماز می‌ایستد جامه خود را پاکیزه کن، آلایش‌ها را کنار بگذار، نیت کن و تنها رو به سوی او داشته باش و مراقب باش کسی بین توو اوحائل نشود چون نوشته‌ات باطل خواهد شد و باید قضای آن را بجا بیاوری.

7-   بهترین نوشته‌های من در ساعات پایانی روز تحریر شده‌اند شاید به این دلیل که هنگام حساب کشی از خویشتن است وشاید بخاطر اینکه در مقابل گذشت یک روز دیگر از عمر شرمنده و سرافکنده شده‌ام و چون به عبث گذرانده‌ام دنبال مفری هستم تا خود را محاکمه کنم که چرا بیهوده این روز را سپری کردی پس پیشنهاد می‌دهم که در تنهایی و خلوت بنویسی تا نامحرمی از رمز و رموز کار تو باخبر نشود.

8-   اگر نکته‌ای از این بیانیه!! را نگرفتی بگذار تا سال دگر. شاید برای لیلی کوچک من هنوز زود باشد که دستش را با قلمش بسوزاند. چه بسا قلب‌هایی که از زهر قلم پاره شدند و دیده‌هایی که با نیش قلم کور شدند اما در عوض دل‌هایشان آزاد و رها شدند.

9-   حالا اجازه بده بگویم که امیدواری من بیحاصل نبود چون در این خانواده رسم است که در هر نسل یکنفر اهل درد باشد شاید حرزالامان بقیه خاندان شود.

10-                  باز هم درود بر شما و دوستت دارم.

/ 0 نظر / 7 بازدید